كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1017
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نرسيده ، آن حضرت قاصد فرستاده ايشان را به تعجيل طلب داشت « 1 » و سراى ملك خانم به باغ چنار آمده تومان آغا به باغ بهشت رفت و آن حضرت از باغ چنار به باغ بهشت فرمود . و چون موكب همايون از يورش هفت ساله ، كه بعض فتوحاتش تسخير ممالك شام و مصر و روم بود ، در غايت عظمت به سرير سلطنت معاودت فرمود ، زمانه خواست كه براى دفع عين الكمال نيل عارضه بر چهرهء حال ذات بىمثال كشيده ناگاه از آسيب سپهر و چشم زخم زمانهء بىمهر عارضهاى حادث شده و حادثهاى عارض گشت و چند روز مزاج از منهاج اعتدال عدول نمود و يك هفته ذات همايون ضعف قوى پذيرفته باز از شفاخانهء وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ « 2 » شفاى كلى يافت و از باغ بهشت به باغ شمال انتقال فرمود و جشنى پادشاهانه از براى فرزندى كه از بيكسى متولد شده بود ترتيب نمود « 3 » و بار ديگر مصرع بازدرآمد به شهر كوكبهء شهريار و خانهء اميرزاده محمد سلطان ، خصّه اللّه بمواهب الغفران ، به نزول همايون مخصوص شد و حضرت صاحبقران فرمود كه در پيشگاه خانقاه كه متّصل به مدرسهاى است كه همت عالى شاهزاده اختراع نموده در پيشان صفهء جنوبى گنبدى فلك مثال برافراختند و سردابهاى جهت خوابگاه شاهزاده پرداختند و خانهاى چند كه در حوالى آن بود ، ويران كرده در اطراف گنبد عالى باغچهاى بهشت آيين ساختند و آن حضرت به مسجد جامع جديد كه حضرت صاحبقران سعيد بنا فرموده درآمد و ايوان و درگاه آن را كه در مدت غيبت آن حضرت برآورده بودند - هرچند وسيع و رفيع بود - در نظر همت بلند به غايت تنگ و كوتاه نمود . بنابرآن فرمود كه
--> ( 1 ) . ظف : « و مهد اعلى تومان آغا از گدار قريهء آهويه عبور نموده به مرغزار بخارا رسيده و فرود آمده كه فرستادهء حضرت صاحبقرانى برسيد . » ( ج 2 ص 420 ) . ( 2 ) . سورة الشعرا 80 . ( 3 ) . ظف : « و بعد از آن باغ بلند از شكوه مقدم ارجمند فردوس مانند شد . »